biandish tag:http://biandish.mihanblog.com 2019-10-22T17:08:28+01:00 mihanblog.com ولادت حضرت معصومه (س) مبارک 2011-09-30T16:03:00+01:00 2011-09-30T16:03:00+01:00 tag:http://biandish.mihanblog.com/post/70 ز.ص دخترای گل روزتون مبارک دخترای گل روزتون مبارک]]> ولادت فاطمه زهرا (س)و حضرت علی (ع)مبارک 2011-05-29T14:47:47+01:00 2011-05-29T14:47:47+01:00 tag:http://biandish.mihanblog.com/post/69 ز.ص ]]> عیدتون مبارک 2011-03-21T15:38:27+01:00 2011-03-21T15:38:27+01:00 tag:http://biandish.mihanblog.com/post/68 ز.ص عید همه مبارک  

عید همه مبارک

 

]]>
فجر 2010-12-17T16:05:26+01:00 2010-12-17T16:05:26+01:00 tag:http://biandish.mihanblog.com/post/67 ز.ص بسم الله الرحمن الرحیم وَالْفَجْرِ (1) وَلَیَالٍ عَشْرٍ (2) وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ (3) وَاللَّیْلِ إِذَا یَسْرِ (4) هَلْ فِی ذَلِكَ قَسَمٌ لِّذِی حِجْرٍ (5) أَلَمْ تَرَ كَیْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ (6) إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ (7) الَّتِی لَمْ یُخْلَقْ مِثْلُهَا فِی الْبِلَادِ (8) وَثَمُودَ الَّذِینَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ (9) وَفِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتَادِ (10) الَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلَادِ (11) فَأَكْثَرُوا فِیهَا الْفَسَادَ (12) فَصَبَّ عَلَیْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَابٍ (13) إِنَّ ر بسم الله الرحمن الرحیم

وَالْفَجْرِ (1) وَلَیَالٍ عَشْرٍ (2) وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ (3) وَاللَّیْلِ إِذَا یَسْرِ (4) هَلْ فِی ذَلِكَ قَسَمٌ لِّذِی حِجْرٍ (5) أَلَمْ تَرَ كَیْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ (6) إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ (7) الَّتِی لَمْ یُخْلَقْ مِثْلُهَا فِی الْبِلَادِ (8) وَثَمُودَ الَّذِینَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ (9) وَفِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتَادِ (10) الَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلَادِ (11) فَأَكْثَرُوا فِیهَا الْفَسَادَ (12) فَصَبَّ عَلَیْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَابٍ (13) إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ (14) فَأَمَّا الْإِنسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَكْرَمَنِ (15) وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهَانَنِ (16) كَلَّا بَل لَّا تُكْرِمُونَ الْیَتِیمَ (17) وَلَا تَحَاضُّونَ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِینِ (18) وَتَأْكُلُونَ التُّرَاثَ أَكْلاً لَّمّاً (19) وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبّاً جَمّاً (20) كَلَّا إِذَا دُكَّتِ الْأَرْضُ دَكّاً دَكّاً (21) وَجَاء رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفّاً صَفّاً (22) وَجِیءَ یَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ یَوْمَئِذٍ یَتَذَكَّرُ الْإِنسَانُ وَأَنَّى لَهُ الذِّكْرَى (23)‏ یَقُولُ یَا لَیْتَنِی قَدَّمْتُ لِحَیَاتِی (24) فَیَوْمَئِذٍ لَّا یُعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ (25) وَلَا یُوثِقُ وَثَاقَهُ أَحَدٌ (26) یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ (27) ارْجِعِی إِلَى رَبِّكِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً (28) فَادْخُلِی فِی عِبَادِی (29) وَادْخُلِی جَنَّتِی (30)

   به نام خداوند بخشنده بخشایشگر    


به سپیده دم سوگند ! (1)

و به شبهاى دهگانه، (2)

و به زوج و فرد ، (3)

و به شب، هنگامى كه (به سوى روشنایى روز) حركت مى‏كند سوگند (كه پروردگارت در كمین ظالمان است)! (4)

آیا در آنچه گفته شد، سوگند مهمى براى صاحبان خرد نیست؟! (5)

آیا ندیدى پروردگارت با قوم «عاد» چه كرد؟! (6)

و با آن شهر «ارم‏» باعظمت، (7)

همان شهرى كه مانندش در شهرها آفریده نشده بود! (8)

و قوم «ثمود» كه صخره‏هاى عظیم را از (كنار) دره مى‏بریدند (و از آن خانه و كاخ مى‏ساختند)! (9)

و فرعونى كه قدرتمند و شكنجه‏گر بود، (10)

همان اقوامى كه در شهرها طغیان كردند، (11)

و فساد فراوان در آنها به بار آوردند; (12)

به همین سبب خداوند تازیانه عذاب را بر آنان فرو ریخت! (13)

به یقین پروردگار تو در كمینگاه (ستمگران) است! (14)

اما انسان هنگامى كه پروردگارش او را براى آزمایش، اكرام مى‏كند و نعمت مى‏بخشد (مغرور مى‏شود و) مى‏گوید: «پروردگارم مرا گرامى داشته است!» (15)

و اما هنگامى كه براى امتحان، روزیش را بر او تنگ مى‏گیرد (مایوس مى‏شود و) مى‏گوید:« پروردگارم مرا خوار كرده است!» (16)

چنان نیست كه شما مى‏پندارید; شما یتیمان را گرامى نمى‏دارید، (17)

و یكدیگر را بر اطعام مستمندان تشویق نمى‏كنید، (18)

و میراث را (از راه مشروع و نامشروع) جمع كرده مى‏خورید، (19)

و مال و ثروت را بسیار دوست دارید (و بخاطر آن گناهان زیادى مرتكب مى‏شوید)! (20)

چنان نیست كه آنها مى‏پندارند! در آن هنگام كه زمین سخت در هم كوبیده شود، (21)

و فرمان پروردگارت فرا رسد و فرشتگان صف در صف حاضر شوند، (22)

و در آن روز جهنم را حاضر مى‏كنند; (آرى) در آن روز انسان متذكر مى‏شود; اما این تذكر چه سودى براى او دارد؟! (23)

مى‏گوید: «اى كاش براى (این) زندگیم چیزى از پیش فرستاده بودم!» (24)

در آن روز هیچ كس همانند او ( خدا) عذاب نمى‏كند، (25)

و هیچ كس همچون او كسى را به بند نمى‏كشد! (26)

تو اى روح آرام‏یافته! (27)

به سوى پروردگارت بازگرد در حالى كه هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است، (28)

پس در سلك بندگانم درآى، (29)

و در بهشتم وارد شو! (30)

این سوره اشاره‌ای به بعضی از اقوام طغیانگر پیشین مانند قوم عاد و قوم ثمود و فرعون؛ و انتقام شدید خداوند از آنان کرده‌است، تا قدرتهای دیگر حساب خود را برسند. در بخش دیگر این سوره اشاره مختصری به امتحان و آزمایش انسان دارد. در پایان به مساله معاد و سرنوشت مجرمان و کافران؛ و همچنین پاداش عظیم مؤمنانی که صاحب نفوس مطمئنه هستند می‌پردازد

« کسی که آن را در شبهای دهگانه (ده شب اول ذی الحجه) بخواند خداوند گناهان او را می‌بخشد و کسی که در سایر ایام بخواند نور و روشنائی خواهد بود برای روز قیامتش.  »

در حدیثی از پیامبر اسلام می‌خوانیم

کسی که آن را در شبهای دهگانه (ده شب اول ذی الحجه) بخواند خداوند گناهان او را می‌بخشد و کسی که در سایر ایام بخواند نور و روشنائی خواهد بود برای روز قیامتش.


 

« سوره فجر را در هر نماز واجب و نماز مستحب بخوانید که سوره حسین بن علی (ع) است، هرکس آن را بخواند با حسین بن علی (ع) در قیامت در درجه او از بهشت خواهد بود.

سوره فجر را در هر نماز واجب و نماز مستحب بخوانید که سوره حسین بن علی (ع) است، هرکس آن را بخواند با حسین بن علی (ع) در قیامت در درجه او از بهشت خواهد بود.

معرفی این سوره به عنوان «سورة حسین بن علی» می‌تواند به این خاطر باشد که مصداق روشن «نفس مطمئنه» حسین بن علی است (همان گونه که در حدیثی از امام صادق آمده‌است).

 

 

 

]]>
محرم 2010-12-10T10:29:10+01:00 2010-12-10T10:29:10+01:00 tag:http://biandish.mihanblog.com/post/66 ز.ص ]]> عید قربان مبارک 2010-11-16T16:29:39+01:00 2010-11-16T16:29:39+01:00 tag:http://biandish.mihanblog.com/post/65 ز.ص ]]> دعای شب و روز عرفه 2010-11-15T16:31:43+01:00 2010-11-15T16:31:43+01:00 tag:http://biandish.mihanblog.com/post/64 ز.ص اعمال شب و روز عرفه شب نهم از شب‎های متبرك و شب مناجات با قاضى الحاجات است و توبه در آن شب مقبول و دعا در آن مستجاب است. عبادت در این شب، اجر صد و هفتاد سال عبادت را دارد. براى شب عرفه چند عمل وارد شده است: 1- دعایی که با با این عبارت آغاز می‎شود، خوانده شود اَللّهُمَّ یا شاهِدَ كُلِّ نَجْوى وَ مَوْضِعَ كُلِّ شَكْوى وَ عالِمَ كُلِّ خَفِیَّةٍ وَ مُنْتَهى كُلِّ حاجَةٍ یا مُبْتَدِئاً كه روایت شده هر كس آن را در شب عرفه یا در شب‎هاى جمعه بخواند خداوند او را بیامرزد. 2- [به نقل كفعمى ] تسبیحات اعمال شب و روز عرفه
دعا و نیایش

شب نهم از شب‎های متبرك و شب مناجات با قاضى الحاجات است و توبه در آن شب مقبول و دعا در آن مستجاب است. عبادت در این شب، اجر صد و هفتاد سال عبادت را دارد. براى شب عرفه چند عمل وارد شده است:

1- دعایی که با با این عبارت آغاز می‎شود، خوانده شود اَللّهُمَّ یا شاهِدَ كُلِّ نَجْوى وَ مَوْضِعَ كُلِّ شَكْوى وَ عالِمَ كُلِّ خَفِیَّةٍ وَ مُنْتَهى كُلِّ حاجَةٍ یا مُبْتَدِئاً كه روایت شده هر كس آن را در شب عرفه یا در شب‎هاى جمعه بخواند خداوند او را بیامرزد.

2- [به نقل كفعمى ] تسبیحات عشر را كه در اعمال روز عرفه آمده است را هزار مرتبه خوانده شود .

3- دعاء اللّهُمَّ مَنْ تَعَبَّاَ وَ تَهَیَّاَ را كه در روز عرفه و شب و روز جمعه نیز وارد است، خوانده شود.

4- زیارت امام حسین علیه السلام .

 

اعمال روز عرفه

روز نهم روز عرفه و از اعیاد عظیمه است اگرچه به اسم عید نامیده نشده است . عرفه روزى است كه حق تعالى بندگان خویش را به عبادت و طاعت خود فرا خوانده و سفره های جُود و احسان خود را براى ایشان گسترانیده و شیطان در این روز خوار و حقیرتر و رانده‎تر و خشمناك‎ترین اوقات خواهد داشت و روایت شده كه حضرت امام زین العابدین علیه السلام در روز عرفه صدای سائلی را شنید كه از مردم تقاضای کمک مى‎نمود. امام به او فرمود: واى بر تو آیا در این روز از غیر خدا تقاضا مى‎كنى؟ حال آن كه در این روز امید مى‎رود که بچه‎هاى در شكم هم از فضل خدا بی نصیب نمانند و سعید شوند.

براى این روز اعمالی ذکر شده است:

1- غسل که مستحب است قبل از زوال انجام شود .

2- زیارت امام حسین علیه السلام ،

كه از هزار حج و هزار عمره و هزار جهاد بالاتر است و احادیث، در كثرت فضیلت زیارت آن حضرت در این روز متواتر است و اگر كسى توفیق یابد كه در این روز در تحت قُبّه مقدّسه آن حضرت باشد ثوابش كمتر از كسى كه در عرفات است نیست.

3- بعد از نماز عصر پیش از آن كه مشغول به خواندن دعاهاى عرفه شود در زیر آسمان دو ركعت نماز بجا آورد و نزد حق تعالى به گناهان خود اعتراف و اقرار کند تا به ثواب عرفات رستگار شود و گناهانش آمرزیده گردد. پس چون وقت زوال شد زیر آسمان رَوَد و نماز ظهر و عصر را با ركوع و سجود نیكو به عمل آورد و چون فارغ شود دو ركعت نماز اقامه كند. در ركعت اوّل بعد از حمد، توحید و در دوم بعد از حمد، قُل یا اَیُّهَا الْكافِروُنَ خوانده شود. و بعد از آن چهار ركعت نماز گزارد که در هر ركعت بعد از حمد، توحید پنجاه مرتبه بخواند. كه این نماز، همان نماز حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام است .

4- شیخ كفعمى در مصباح فرموده مستحب است روزه روز عرفه براى كسى كه ضعف پیدا نكند و مانع دعا خواندن او نشود.

5- مستحب است غسل پیش از زوال و زیارت امام حسین علیه السلام در روز و شب عرفه .

6- تسبیحات حضرت رسول صَلَّى اللهِ عَلِیهِ وَ آله در روز عرفه 

که در ذیل می‎آید:

سُبْحانَ الَّذى فِى السَّمآءِ عَرْشُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الاَْرْضِ حُكْمُهُ

منزه است خدایى كه در آسمان است عرش او منزه است خدایى كه در زمین است فرمان و حكمش

سُبْحانَ الَّذى فِى الْقُبوُرِ قَضآؤُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الْبَحْرِ سَبیلُهُ

منزه است خدایى كه در گورها قضا و فرمانش جارى است منزه است خدایى كه در دریا راه دارد

سُبْحانَ الَّذى فِى النّارِ سُلْطانُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الْجَنَّةِ رَحْمَتُهُ

منزه است خدایى كه در آتش دوزخ سلطنتش موجود است منزه است خدایى كه در بهشت رحمت او است

سُبْحانَ الَّذى فِى الْقِیمَةِ عَدْلُهُ سُبْحانَ الَّذى رَفَعَ السَّمآءَ سُبْحانَ

منزه است خدایى كه در قیامت عدل و دادش برپا است منزه است خدایى كه آسمان را بالا برد منزه است خدایى

الَّذى بَسَطَ الاْرْضَ سُبْحانَ الَّذى لا مَلْجَاَ وَلا مَنْجا مِنْهُ اِلاّ اِلَیْهِ پس

كه زمین را گسترد منزه است خدایى كه ملجا و پناهى از او نیست جز بسوى خودش * *

بگو سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ وَلا اِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَكْبَرُ صد مرتبه و بخوان

منزه است خدا و حمد از آن خدا است و معبودى جز خدا نیست و خدا بزرگتر از توصیف است  .

7- سوره توحید صد مرتبه و آیة الكرسى صد مرتبه و صلوات بر محمّد و آل محمّد صد مرتبه خوانده شود و دعای ذیل خوانده شود:

لااِلهَاِلا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَریكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ یُحْیى وَ یُمیتُ

معبودى جز خدا نیست یگانه اى كه شریك ندارد پادشاهى خاص او است و از آن او است حمد زنده كند و بمیراند

وَیُمیتُ وَیُحْیى وَهُوَ حَىُّ لا یَموُتُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَهُوَ عَلى كُلِّشَىْءٍ َقدیرٌ

و بمیراند و زنده كند و او است زنده اى كه نمیرد هرچه خیر است بدست او است و او بر هر چیز توانا است.

ده مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَیُّومُ وَ اَتوُبُ اِلَیْهِ

آمرزش خواهم از خدایى كه معبود بحقى جز او نیست كه زنده و پاینده است و بسویش توبه كنم

ده مرتبه یا اَللّهُ ده مرتبه یا رَحْمنُ ده مرتبه یا رَحیمُ ده مرتبه یا بَدیعَ

اى خدا * اى بخشاینده * اى مهربان  * اى پدیدآرنده

السَّمواتِ وَالاْرْضِ یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ ده مرتبه یا حَىُّ یا قَیُّومُ ده

آسمانها و زمین اى صاحب جلالت و بزرگوارى * اى زنده و اى پاینده*

مرتبه یا حَنّانُ یا مَنّانُ ده مرتبه یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ ده مرتبه امینَ ده مرتبه

اى پرعطا اى پرنعمت * اى كه معبودى جز تو نیست * اجابت كن  *

  8- ذكر صلوات از حضرت صادق علیه السلام

 اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ یا مَنْ هُوَ اَقْرَبُ اِلَىَّ مِنْ حَبْلِ الْوَریدِ یا

 خدایا از تو خواهم اى كسى كه او نزدیكتر است به من از رگ گردن اى

مَنْ یَحوُلُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ یا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الاَْعْلى وَبِالاُْفُقِ

كه حائل شود میان انسان و دلش اى كه او در دیدگاه اعلى است و در افق

الْمُبینِ یا مَنْ هُوَ الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى یا مَنْ لَیْسَ كَمِثْلِهِ

آشكارى است اى كه او بخشاینده است و بر عرش استیلا دارد اى كه نیست مانندش

شَىْءٌ وَ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ محمد

چیزى و او شنوا و بینا است از تو خواهم كه درود فرستى بر محمد و آل محمد .

و بخواه حاجت خود را كه برآورده خواهد شد انشاءالله تعالى پس بخوان این صَلَوات را كه از حضرت صادق علیه السلام منقول است كه هر كه بخواهد مسرور كند محمّد و آل محمّد را در صَلَوات بر ایشان بگوید:

اَللّهُمَّ یا اَجْوَدَ مَنْ اَعْطى وَ یا خَیْرَ

خدایا اى بخشنده ترین عطابخشان و اى بهترین

مَنْ سُئِلَ وَیا اَرْحَمَ مَنِ اسْتُرْحِمَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى

درخواست شدگان و اى مهربانترین كسى كه از او مهربانى جویند خدایا درود فرست بر محمد و آلش در

الاَْوَّلینَ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الاَّْخِرینَ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ

زمره پیشینیان و درود فرست بر محمد و آلش در زمره پسینیان و درود فرست بر محمد

و َآلِهِ فِى الْمَلاَءِ الاَْعْلى وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الْمُرْسَلینَ

و آلش در ساكنین عالم بالا و درود فرست بر محمد و آلش در زمره مرسلین

اَللّهُمَّ اَعْطِ مُحَمَّداً وَآلَهُ الْوَسیلَةَ وَالْفَضیلَةَ وَالشَّرَفَ وَالرِّفْعَةَ

خدایا عطا كن به محمد و آلش مقام وسیله و فضیلت و شرف و رفعت

وَالدَّرَجَةَ الْكَبیرَةَ اَللّهُمَّ اِنّى آمَنْتُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ

و درجه بلند خدایا من ایمان آوردم به محمد صلى الله علیه و آله

وَلَمْ اَرَهُ فَلا تَحْرِمْنى فِى الْقِیمَةِ رُؤْیَتَهُ وَارْزُقْنى صُحْبَتَهُ وَ تَوَفَّنى

با اینكه او را ندیده ام پس در روز قیامت از دیدارش محرومم مفرما و مصاحبت و همنشینى او را روزیم فرما

عَلى مِلَّتِهِ وَاسْقِنى مِنْ حَوْضِهِ مَشْرَباً رَوِیّاً سآئِغاً هَنَّیئاً لا اَظْمَاءُ

و بر كیش او بمیرانم و بنوشانم از حوض او (حوض كوثر) نوشاندنى سیراب و جانبخش و گوارا كه

بَعْدَهُ اَبَداً اِنَّكَ عَلى كُلِّشَىْءٍ قَدیرٌ اَللّهُمَّ اِنّى آمَنْتُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى

پس از آن هرگز تشنه نشوم كه براستى تو بر هرچیز توانایى خدایا من ایمان آورده ام به محمد صلى

اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَلَمْ اَرَهُ فَعَرَِّفْنى فِى الْجِنانِ وَجْهَهُ اَللّهُمَّ بَلِّغْ مُحَمَّداً

الله علیه وآله و او را ندیده ام پس در بهشت رویش را به من نشان ده خدایا برسان به محمد

صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ مِنّى تَحِیَّةً كَثیرَةً وَ سَلاماً .

صلى الله علیه و آله از جانب من تحیتى بسیار و سلامى .

9- دعای ام داود خوانده شود .

10- این تسبیح را كه ثواب آن بسیار است گفته شود:

 سُبْحانَ اللّهِ قَبْلَ كُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ بَعْدَ كُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ مَعَ كُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ

منزه باد خدا پیش از هر كس و منزه باد خدا پس از هركس و منزه باد خدا با هركس و منزه باد

اللّهِ یَبْقى رَبُّنا ویَفْنى كُلُّ اءَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبیحاً یَفْضُلُ تَسْبیحَ

خدا كه باقى ماند پروردگار ما و فانى شود هركس و منزه باد خدا تنزیهى كه فزونى گیرد بر تسبیح

الْمُسَبِّحینَ فَضْلاً كَثیراً قَبْلَ كُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبیحاً یَفْضُلُ

تسبیح گویان فزونى بسیارى پیش از هركس و منزه باد خدا تنزیهى كه فزونى گیرد بر

تَسْبیحَ الْمُسَبِّحینَ فَضْلاً كَثیراً بَعْدَ كُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبیحاً

تسبیح تسبیح گویان فزونى بسیارى پس از هركس و منزه باد خدا تنزیهى كه

یَفْضُلُ تَسْبیحَ الْمُسَبِّحینَ فَضْلاً كَثیراً مَعَ كُلِّ اَحَدٍ وَ سُبْحانَ اللّهِ تَسْبیحاً یَفْضُلُ تَسْبیحَ الْمُسَبِّحِینَ

فزونى گیرد بر تسبیح تسبیح گویان فزونى بسیار با هر كس ، و منزه باد خدا تنزیهى كه فزونى گیرد بر تسبیح تسبیح گویان

فَضْلاً كَثیراً لِرَبِّنَا الْباقى وَیَفْنى كُلُّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبیحاً لا یُحْصى وَلا یُدْرى وَلا یُنْسى وَلا

برترى بسیارى براى پروردگار ما كه باقى ماند و جز او فانى شودهر كس و منزه باد خدا تنزیهى كه به شماره در نیاید و دانسته نشود و فراموش نگردد و

یَبْلى وَلا یَفْنى وَلَیْسَ لَهُ مُنْتَهى وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبیحاً یَدوُمُ

كهنه نشود و فنا نپذیرد و انتهایى برایش نباشد و منزه باد خدا تنزیهى كه دوام داشته باشد

بِدَوامِهِ وَیَبْقى بِبَقآئِهِ فى سِنِى الْعالَمینَ وَشُهوُرِ الدُّهوُرِ وَاَیّامِ

به دوام او و باقى ماند به بقاى او در طول سالهاى این جهان و سایر جهانیان و ماههاى این روزگار و هر روزگار و روزهاى

الدُّنْیا وَساعاتِ اللَّیْلِ وَالنَّهارِ وَسُبْحانَ اللّهِ اَبَدَ الاَْبَدِ وَمَعَ الاَْبَدِ مِمّا

دنیا و ساعات شب و روز و منزه باد خدا تا جاویدان است جاوید و همراه با جاوید بدانسان كه

لا یُحْصیهِ الْعَدَدُ وَلا یُفْنیهِ الاَْمَدُ وَلا یَقْطَعُهُ الاَْبَدُ و َتَبارَكَ اللّهُ

شماره اش نتوان كرد و زمان و مدت آنرا به فنا نكشاند و قطعش نكند ((هرگز)) و بزرگ است خدا

اَحْسَنُ الْخالِقینَ پس بگو: وَالْحَمْدُ لِلّهِ قَبْلَ كُلِّ اَحَدٍ وَالْحَمْدُ لِلّهِ بَعْدَ كُلِّ

بهترین آفریدگان * و ستایش خاص خدا است پیش از هركس و ستایش از آن او است پس از هر

اَحَدٍ تا آخر دعا لكن بجاى هر سُبْحانَاللّهِ الْحَمْدُلِلّهِ بگو و چون به اَحْسَنُ

كس * منزه است خدا و ستایش خاص خداست  * بهترین

الْخالِقینَ رسیدى بگو: لا اِلهَ اِلا اللّهُ قَبْلَ كُلِّ اَحَدٍ تا به آخر بجاى سُبْحانَ اللّهِ

آفریدگان * معبودى نیست جز خدا پیش از هركس * منزه است خدا

لا اِلهَ اِلا اللّهُ مى گوئى و بعد از آن بگو: وَاللّهُ اَكْبَرُ قَبْلَ كُلِّ اَحَدٍ تا به آخر كه بجاى

جز او خدایى نیست * و خدا بزرگتر است از توصیف پیش از هر كس *

سُبْحانَ اللّهِ اَللّهُ اَكْبَرُ مى گوئى پس مى خوانى دعاى : اَللّهُمَّ مَنْ تَعَبَّاءَ وَتَهَیَّاءَ را كه

منزه است خدا و خدا بزرگتر است از توصیف

11- دعای امام حسین علیه السلام در روز عرفه خوانده شود.

12- در آخر روز عرفه این دعا خوانده شود :

یا رَبِّ اِنَّ ذُنُوبى لا تَضُرُّكَ وَاِنَّ مَغْفِرَتَكَ لى لا تَنْقُصُكَ فَاَعْطِنى ما لا

پروردگارا همانا گناهان من زیانى به تو نزند و محققاً آمرزش تو از من نقصانى به تو نرساند پس عطا كن به من

یَنْقُصُكَ وَاغْفِرْ لى ما لایَضُرُّكَ و ایضا بخوان : اَللّهُمَّ لا تَحْرِمْنى خَیْرَ ما

آنچه را نقصانت نرساند و بیامرز برایم آنچه را زیانت نزند * خدایا محرومم مكن از آن خیرى كه

عِنْدَكَ لِشَرِّ ما عِنْدى فَاِنْ اَنْتَ لَمْ تَرْحَمْنى بِتَعَبى وَ نَصَبى فَلا

نزد تو است بخاطر آن شرى كه در پیش من است پس اگر تو به رنج و خستگیم رحم نمى كنى پس

تَحْرِمْنى اَجْرَ الْمُصابِ عَلى مُصیبَتِهِ

محرومم مدار از پاداش مصیبت دیده اى بر مصیبتش .

13- دعای مشلول خوانده شود.

ین دعا موسوم بدعاء الشاب الماخوذ بدنبه می باشد

این دعایی است که حضرت امیر المومنین (ع) تعلیم کرد به جوانی که در حق پدر خویش ستم کرده بود و فلج شده بود پس این دعا را خواند ، در خواب حضرت رسول (ص) را دید که دست بر اندانم او مالید و فرمود : محافظت کن براسم اعظم خدا که کار تو بخیر خواهد بود پس بیدار شد در حالیکه تندرست بود و دعا این است :

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ
بِاسْمِكَ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
یا ذَاالْجَلالِ وَالاْكرامِ یا حَىُّ یا قَیّوُمُ یا حَىُّ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ

خدایا از تو مى خواهم
به نامت بسم الله الرحمن الرحیم
اى صاحب جلال و بزرگوارى اى زنده پاینده اى زنده اى كه معبودى جز تو نیست

یاهُوَ یامَنْ لایَعْلَمُ ما هُوَ وَ لاكَیْفَ هُوَ وَ لا اَیْنَ هُوَ وَ لا حَیْثُ هُوَ اِلاّ هُوَ یا ذَاالْمُلْكِ وَالْمَلَكوُتِ یا ذَاالْعِزَّةِ وَالْجَبَروُتِ یا مَلِكُ یاقُدُّوسُ یا سَلامُ یا مُؤْمِنُ یا مُهَیْمِنُ یا عَزیزُ یا جَبّارُ یا مُتَكَبِّرُ یا خالِقُ یابارِئُ یا مُصَوِّرُ یا مُفیدُ یا مُدَبِّرُ یا شَدیدُ یا مُبْدِئُ یا مُعیدُ یا مُبیدُ

 اى كسى كه جز او كسى نداند كه چیست او و چگونه است او و در كجاست او و در كدام سو است اى داراى ملك و ملكوت اى داراى عزت و جبروت (قهر و قدرت ) اى پادشاه جهان اى منزه از هر عیب اى سالم از هر نقص اى ایمنى بخش اى نگهبان اى عزیز اى داراى قهر اى با عظمت اى آفریننده اى پدید آورنده اى صورت بخش اى سود دهنده اى تدبیر كننده اى محكم كار اى سبب آغاز خلقت و اى سبب پایان آن اى نابود كننده

یا وَدُودُ یا مَحْمُودُ یا مَعْبوُدُ یا بَعیدُ یا قَریبُ یا مُجیبُ یا رَقیبُ یاحَسیبُ یا بَدیعُ یا رَفیعُ یا مَنیعُ یا سَمیعُ یا عَلیمُ یا حَلیمُ یا كَریمُ یا حَكیمُ یا قَدیمُ یا عَلِىُّ یا عَظیمُ یا حَنّانُ یا مَنّانُ یا دَیّانُ یامُسْتَعانُ یا جَلیلُ یا جَمیلُ یا وَكیلُ یا كَفیلُ یا مُقیلُ یا مُنیلُ یا نَبیلُ یا دَلیلُ یا هادى یا بادى یا اَوَّلُ یا اخِرُ یا ظاهِرُ یا باطِنُ یا قآئِمُ یا دآئِمُ یا عالِمُ یا حاكِمُ یا قاضى یا عادِلُ یا فاصِلُ یا واصِلُ یا طاهِرُ


اى محبت شعار اى پسندیده اى معبود خلق اى دور و اى نزدیك اى پاسخ دهنده اى نگهبان اى حساب دارنده اى نوین آفرین اى رفیع مقام اى بلند مرتبه اى شنوا اى دانا اى بردبار اى كریم اى فرازنه اى قدیم اى والا اى بزرگ اى مهرپیشه و اى نعمت بخش اى پاداش ده اى یارى جسته شده اى پُر جلالت اى زیبا اى وكیل اى كفیل اى درگذرنده اى نعمت رساننده اى ماهر اى راهنما اى رهبر اى آغاز كننده اى اول اى آخر اى ظاهر اى باطن اى استوار اى ابدى اى دانا اى حكم فرما اى داور اى دادگر اى جدا كننده اى پیوند كننده اى پاك

یا مُطَهِّرُ یا قادِرُ یا مُقْتَدِرُ یا كَبیرُ یا مُتَكَبِّرُ یا واحِدُ یا اَحَدُ یا صَمَدُ یا مَنْ لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَكُنْ لَهُ كُفُوا اَحَدٌ وَ لَمْ یَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ وَ لا كانَ مَعَهُ وَزیرٌ وَلااتَّخَذَ مَعَهُ مُشیرا وَلاَ احْتاجَ اِلى ظَهیرٍ وَ لا كانَ مَعَهُ مِنْ اِلهٍ غَیْرُهُ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ فَتَعالَیْتَ عَمّا یَقُولُ الظّالِمُونَ عُلُوّا كَبیرا


اى پاكیزه اى توانا اى با اقتدار اى بزرگ اى با عظمت اى یگانه اى تك اى بى نیاز اى كسى كه نزاید و زائیده نشده و نیست برایش همتایى هیچكس و نیست برایش همسر و رفیقى و نباشد با او وزیرى و نگرفته براى خود مشاورى و نه نیازمند به كمك كارى است و نه معبودى جز او است شایسته ستایشى جز تو نیست پس تو برترى از آنچه ستمكاران گویندبسیار برتر،

 یا عَلِىُّ یا شامِخُ یا باذِخُ یا فَتّاحُ یا نَفّاحُ یا مُرْتاحُ یامُفَرِّجُ یا ناصِرُ یا مُنْتَصِرُ یا مُدْرِكُ یا مُهْلِكُ یا مُنْتَقِمُ یا باعِثُ یا وارِثُ یا طالِبُ یا غالِبُ یا مَنْ لا یَفُوتُهُ هارِبٌ یا تَوّابُ یا اَوّابُ

 اى والا اى بلند رتبه اى والا مقام اى گشاینده اى عطا بخشنده اى فرح بخش ای گشایش دهنده اى یاور اى مددكار اى دریابنده اى هلاك كننده اى انتقام گیرنده اى برانگیزنده اى ارث برنده اى جوینده اى پیروزمند اى كسى كه از دستش نرود گریز پایى اى توبه پذیر اى رجوع پذیر

یا وَهّابُ یا مُسَبِّبَ الاْسْبابِ یا مُفَتِّحَ الاْبْوابِ یا مَنْ حَیْثُ ما دُعِىَ اَجابَ یا طَهُورُ یا شَكُورُ یا عَفُوُّ یا غَفُورُ یا نُورَ النُّورِ یا مُدَبِّرَالاْموُرِ یا لَطیفُ یا خَبیرُ یا مُجیرُ یا مُنیرُ یا بَصیرُ یا ظَهیرُ یا كَبیرُ یا وِتْرُ یا فَرْدُ یا اَبَدُ یا سَنَدُ یا صَمَدُ یا كافى یا شافى یا وافى یامُعافى یا مُحْسِنُ یا مُجْمِلُ یا مُنْعِمُ یا مُفْضِلُ یا مُتَكَرِّمُ یا مُتَفَرِّدُ یا مَنْ عَلا فَقَهَرَ یا مَنْ مَلَكَ فَقَدَرَ یا مَنْ بَطَنَ فَخَبَرَ


اى بخشنده اى سبب ساز هر سبب اى گشاینده درهاى بسته اى كسى كه هر زمان بخوانندش اجابت كند اى پاكى بخش اى پاداش ده شاكران اى درگذرنده اى آمرزنده اى نور روشنیها اى تدبیر كننده امور اى نعمت بخش اى بینا اى پناه ده اى روشنى ده اى بینا اى پشتیبان اى بزرگ اى یگانه اى بى همتا اى جاویدان اى تكیه گاه اى بى نیاز اى كفایت كننده اى شفا دهنده اى وفا دار اى صحت بخش اى نیكوكار اى زیب بخش اى نعمت ده اى فزون بخش اى بزرگوار اى یگانه شناخته شده ، اى كه از برترى بر همه قاهر است اى كه فرمانروا است و نیرومند اى كه در درونى و از درون آگاه

یا مَنْ عُبِدَ فَشَكَرَ یا مَنْ عُصِىَ فَغَفَرَ یا مَنْ لا تَحْویهِ الْفِكَرُ وَ لا یُدْرِكُهُ بَصَرٌ وَ لایَخْفى عَلَیْهِ اَثَرٌ یا رازِقَ الْبَشَرِ یا مُقَدِّرَ كُلِّ قَدَرٍ یا عالِىَ الْمَكانِ یاشَدیدَ الاْرْكانِ یا مُبَدِّلَ الزَّمانِ یا قابِلَ الْقُرْبانِ یا ذَاالْمَنِّ وَالاِْحْسانِ یا ذَاالْعِزَّةِ وَالسُّلْطانِ یا رَحیمُ یا رَحمنُ

اى که بپرستندش و او پاداش دهد اى كه نافرمانیش كنند و بیامرزد اى كه در فكرها نگنجد و دیده اى او را درنیابد و هیچ كارى بر او پنهان نماند اى روزى ده بشر اى اندازه گیر هر اندازه اى والا مكان اى سخت قدرت اى جابجا كننده زمان اى قبول كننده قربانى اى دارنده نعمت و احسان اى صاحب عزت و سلطنت اى بخشاینده اى مهربان

یا مَنْ هُوَ كُلَّ یَوْمٍ فى شَاْنٍ یا مَنْ لا یَشْغَلُهُ شَاْنٌ عَنْ شَاْنٍ یا عَظیمَ الشَّاْنِ یا مَنْ هُوَ بِكُلِّ مَكانٍ یا سامِعَ الاْصْواتِ یا مُجیبَ الدَّعَواتِ یا مُنْجِحَ الطَّلِباتِ یا قاضِىَ الْحاجاتِ یا مُنْزِلَ الْبَرَكاتِ یا راحِمَ الْعَبَراتِ یا مُقیلَ الْعَثَراتِ یا كاشِفَ الْكُرُباتِ یا وَلِىَّ الْحَسَناتِ یا رافِعَ الدَّرَجاتِ یا مُؤْتِىَ السُّؤُلاتِ یا مُحْیِىَ الاْمْواتِ یا جامِعَ الشَّتاتِ یا مُطَّلِعا عَلَى النِّیّاتِ یا رادَّ ما قَدْ فاتَ یا مَنْ لا تَشْتَبِهُ عَلَیْهِ الاْصْواتُ یا مَنْ لا تُضْجِرُهُ الْمَسْئَلاتُ وَ لا تَغْشاهُ الظُّلُماتُ یا نُورَ الاْرْضِ والسَّمواتِ یا سابِغَ النِّعَمِ یا دافِعَ النِّقَمِ یا بارِئَ النَّسَمِ یا جامِعَ الاُْمَمِ یا شافِىَ السَّقَمِ یا خالِقَ النُّورِ وَالظُّلَمِ یا ذَاالْجُودِ وَالْكَرَمِ یا مَنْ لا یَطَاءُ عَرْشَهُ قَدَمٌ یا اَجْوَدَ الاْجْوَدینَ یا اَكْرَمَ الاْكْرَمینَ یا اَسْمَعَ السّامِعینَ یا اَبْصَرَ النّاظِرینَ یا جارَ الْمُسْتَجیرینَ یا اَمانَ الْخائِفینَ


اى كه هر روزدر كارى است اى كه كارى از كار دیگر سرگرمش نكند اى بزرگ مقام اى كه در هرجا هستى اى شنواى هر صدا اى اجابت كننده دعاها اى برآرنده خواسته ها اى روا كننده حاجتها اى فرو فرستنده بركات اى رحم كننده بر اشكها (و گریه ها) اى نادیده گیر لغزشها اى برطرف كننده ناراحتیها اى بدست دارنده نیكیها اى بالا برنده مقامها اى دهنده خواسته ها اى زنده كننده مرده ها اى گردآورنده پراكنده ها اى آگاه بر نیّتهاى دل اى برگرداننده آنچه از دست رفته ، اى كه صداها بر او مشتبه نشود اى كه (زیادى ) خواهشها او را به ستوه و خستگى در نیاورد و تاریكیها او را فرا نگیرد اى روشنى زمین و آسمانها اى سرشار دهنده نعمتها اى جلوگیر رنج و ملالها اى آفریننده انسان اى گردآورنده ملتها اى بهبودى ده بیماریها اى خالق روشنى و تاریكیها اى صاحب جود و كرم اى كه گامى به عرشش نرسد اى بخشنده ترین بخشندگان اى كریم ترین كریمان اى شنواترین شنوایان اى بیناترین بینایان اى پناه پناه جویان اى ایمنى بخش ترسناكان

یا ظَهْرَ اللاّجینَ یا وَلِىَّ الْمُؤْمِنینَ یا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ یا غایَةَ الطّالِبینَ یا صاحِبَ كُلِّ غَریبٍ یا مُونِسَ كُلِّ وَحیدٍ یا مَلْجَاَ كُلِّ طَریدٍ یا مَاْوى كُلِّ شَریدٍ یا حافِظَ كُلِّ ضآلَّةٍ یا راحِمَ الشَّیْخِ الْكَبیرِ یا رازِقَ الّطِفْلِ الصَّغیرِ یا جابِرَ الْعَظْمِ الْكَسیرِ یا فاكَّ كُلِّ اَسیرٍ یامُغْنِىَ الْبآئِسِ الْفَقیرِ یا عِصْمَةَ الْخائِفِ الْمُسْتَجیرِ یا مَنْ لَهُ التَّدْبیرُ وَالتَّقْدیرُ یا مَنِ الْعَسیرُ عَلَیْهِ سَهْلٌ یَسیرٌ یا مَنْ لا یَحْتاجُ اِلىتَفْسیرٍ یا مَنْ هُوَ عَلى كُلِّشَىْءٍ قَدیرٌ یا مَنْ هُوَ بِكُلِّ شَىْءٍ خَبیرٌ


اى پشت و پناه پناهندگان اى یاور مؤ منان اى فریادرس فریادطلبان اى منتها مقصود خواهندگان اى رفیق هر غریب و مونس هر تنها اى پناه هرآواره اى جاى ده هر گریخته اى نگهدار هر گمشده اى رحم كننده پیر كهن سال اى روزى ده كودك خردسال اى پیوند دهنده استخوان شكسته اى رها كننده هر گرفتار دربند اى بى نیاز كن هر بینواى مستمند اى پناه ترسناكِ پناه جو اى كه چاره اندیشى و اندازه گیرى كارها بدست او است اى كه هر مشكلى براى او سهل و آسان است اى كه بى نیازى ازشرح و تفسیر اى كه بر هر چیز توانایى اى كه بهر چیز خبیر و آگاهى اى

یامَنْ هُوَ بِكُلِّ شَىْءٍ بَصیرٌ یا مُرْسِلَ الرِّیاحِ یا فالِقَ الاْصْباحِ یا باعِثَ الاْرْواحِ یا ذَاالْجُودِ وَالسَّماحِ یا مَنْ بِیَدِهِ كُلُّ مِفْتاحٍ یا سامِعَ كُلِّ صَوْتٍ یا سابِقَ كُلِّ فَوْتٍ یا مُحْیِىَ كُلِّ نَفْسٍ بَعْدَ المَوْتِ یا عُدَّتى فى شِدَّتى یا حافِظى فى غُرْبَتى یا مُونِسى فى وَحْدَتى یا وَلِیى فى نِعْمَتى یا كَهْفى حینَ تُعْیینِى الْمَذاهِبُ وَ تُسَلِّمُنىِ الاْقارِبُ وَ یَخْذُلُنى كُلُّ صاحِبٍ یا عِمادَ مَنْ لا عِمادَ لَهُ یا سَنَدَ مَنْ لا سَنَدَ لَهُ

كه به هر چیز بینایى اى فرستنده بادها اى شكافنده روشنى صبح اى برانگیزنده جانها اى صاحب جود و سخا اى كه بدست قدرت او است هر كلید اى شنونده هر صدا اى جلوتر از هر گذشته اى زنده كننده هر شخصى پس از مرگ اى ذخیره من در روز سختى و دشوارى اى نگهدارم در روز غربت و بى كسى اى همدمم در تنهایى اى ولى نعمتم اى پناهگاه من در آن هنگام كه راهها مرا مانده و خسته كنند و نزدیكان مرا واگذارند و هر رفیق و دوستى دست از یاریم بكشند اى تكیه گاه هركس كه تكیه گاهى ندارد اى پشتوان آن كس كه پشتوانه ندارد

یا ذُخْرَ مَنْ لا ذُخْرَ لَهُ یا حِرْزَ مَنْ لا حِرْزَ لَهُ یا كَهْفَ مَنْ لا كَهْفَ لَهُ یا كَنْزَ مَنْ لا كَنْزَ لَهُ یا رُكْنَ مَنْ لا رُكْنَ لَهُ یا غِیاثَ مَنْ لا غِیاثَ لَهُ یا جارَ مَنْ لا جارَ لَهُ یا جارِىَ اللَّصیقَ یا رُكْنِىَ الْوَثیقَ یا اِلهى بِالتَّحْقیقِ یا رَبَّ الْبَیْتِ الْعَتیقِ یا شَفیقُ یا رَفیقُ 


اى ذخیره تهیدستان اى نگهدار كسى كه نگهدارى ندارد اى پناهگاه آن كس كه پناهگاهى ندارد اى گنج بى گنجان اى پایه محكم آن كس كه پایه محكمى ندارد اى فریادرس كسى كه فریادرس ندارد اى همسایه بى همسایگان اى همسایه به من پیوسته اى ركن استوار من اى معبودمسلَّم من اى پروردگار خانه كعبه اى مهربان اى رفیق

فُكَّنى مِنْ حَلَقِ الْمَضیقِ وَاصْرِفْ عَنّى كُلَّ هَمٍّ وَ غَمٍّ وَ ضیقٍ وَاكْفِنى شَرَّ ما لا اُطیقُ وَاَعِنّى عَلى ما اُطیقُ

آزادم كن از حلقه هاى تنگ (روزگار) و بگردان از من هر غم و اندوه و فشارى را و كفایت كن مرا از هر چه طاقتش را ندارم و یاریم كن بر آنچه طاقتش را دارم


یا رآدَّ یُوسُفَ عَلى یَعْقُوبَ یا كاشِفَ ضُرِّ اَیُّوبَ یا غافِرَ ذَنْبِ داوُدَ یا رافِعَ عیسَى بْنِ مَرْیَمَ وَ مُنْجِیَهُ مِنْ اَیْدِى الْیَهوُدِ یا مُجیبَ نِدآءِ یُونُسَ فِى الظُّلُماتِ یا مُصْطَفِىَ مُوسى بِالْكَلِماتِ یا مَنْ غَفَرَ لِآدَمَ خَطیَّئَتَهُ وَرَفَعَ اِدْریسَ مَكاناعَلِیّا بِرَحْمَتِهِ


اى كه یوسف را به یعقوب برگرداندى اى كه ایوب را از گرفتارى نجات بخشیدى اى آمرزنده خطاى داود اى بالا برنده عیسى بن مریم و نجات دهنده او ازدست یهود اى پاسخ دهنده آواز یونس در تاریكیهاى دریا اى برگزیننده موسى (بوسیله سخن گفتن ) بدان كلمات اى كه بخشیدى بر آدم خطایش را و ادریس را از رحمت خویش به جایى بلند بردى

 یا مَنْ نَجّى نُوحاً مِنَ الْغَرَقِ یا مَنْ اَهْلَكَ عاداً الاْوُلى وَ ثَمُودَ فَما اَبْقى وَ قَوْمَ نوُحٍ مِنْ قَبْلُ اِنَّهُمْ كانُوا هُمْ اَظْلَمَ وَ اَطْغىوَ الْمُؤْتَفِكَةَ اَهْوى یا مَنْ دَمَّرَ عَلى قَوْمِ لوُطٍ وَ دَمْدَمَ عَلى قَوْمِ شُعَیْبٍ یا مَنِ اتَّخَذَ اِبْراهیمَ خَلیلا یا مَنِ اتَّخَذَ مُوسى كَلیما وَاتَّخَذَمُحَمَّدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ عَلَیْهِمْ اَجْمَعینَ حَبیبا


اى كه نوح را از غرق نجات دادى اى كه قوم عاد قدیم را هلاك كردى و ثمودیان را باقى نگذاشتى و پیش از آنها قوم نوح را كه آنها ستمگرتر و سركش تر بودند و دهكده هاى واژگون را بیفكندى اى كه نابودى بر قوم لوط فرستادى و هلاك كردى قوم شعیب را اى كه ابراهیم را خلیل گرفتى اى كه موسى را هم سخن خود ساختى و محمد صلى الله علیه و آله را حبیب خود كردى


یا مُؤْتِىَ لُقْمانَ الْحِكْمَةَ وَالْواهِبَ لِسُلَیْمانَ مُلْكا لا یَنْبَغى لاِحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ یا مَنْ نَصَرَ ذَاالْقَرْنَیْنِ عَلَى الْمُلُوكِ الْجَبابِرَةِ یا مَنْ اَعْطَى الْخِضْرَ الْحَیوةَوَرَدَّ لِیُوشَعَ بْنِ نوُنٍ الشَّمْسَ بَعْدَ غرُوُبِها یا مَنْ رَبَطَ عَلى قَلْبِ اُمِّ مُوسى وَاَحْصَنَ فَرْجَ مَرْیَمَ ابْنَتِ عِمْران یا مَنْ حَصَّنَ یَحْیَى بْنَ زَكَرِیّا مِنَ الذَّنْبِ وَسَكَّنَ عَنْ مُوسَى الْغَضَبَ یا مَنْ بَشَّرَ زَكَرِیّا بِیَحْیى یا مَنْ فَدا اِسْماعیلَ مِنَ الذَّبْحِ بِذِبْحٍ عَظیمٍ یا مَنْ قَبِلَ قُرْبانَ هابیلَ وَجَعَلَ اللَّعْنَةَ عَلى قابیلَ یا هازِمَ الاْحْزابِ لِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ


اى كه به لقمان حكمت عطا كردى و به سلیمان فرمانروایى و پادشاهى آن چنانى دادى كه براى هیچكس پس از اوشایسته نبود اى كه ذوالقرنین را بر پادشاهان سركش یارى دادى اى كه به خضر آب حیات دادى و براى یوشع بن نون آفتاب را پس از غروب كردن برگرداندى اى كه به دل مادر موسى آرامش بخشیدى و دامن مریم دختر عمران را از آلودگى نگهداشتى اى كه یحیى بن زكریا را از گناه حفظ كردى و خشم موسى را فرو نشاندى اى كه زكریا را به ولادت یحیى مژده دادى اى كه اسماعیل را به آن ذبح عظیم فدا فرستادى اى كه قربانى هابیل را پذیرفتى و لعنت را بر قابیل مقرر ساختى اى پراكنده كننده احزاب براى پشتیبانى محمد صلى الله علیه و آله

صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَلى جَمیعِ الْمُرْسَلینَ وَ مَلاَّئِكَتِكَ الْمُقَرَّبینَ وَ اَهْلِ طاعَتِكَ اَجْمَعینَ وَ اَسْئَلُكَ بِكُلِّ مَسْئَلَةٍسَئَلَكَ بِها اَحَدٌ مِمَّنْ رَضیتَ عَنْهُ فَحَتَمْتَ لَهُ عَلَى الاْجابَةِ

درود فرست بر محمد و آل محمد و بر تمامى رسولان و فرشتگان مقرب و همه آنان كه فرمانبردارى تو كنند و از تو مى خواهم به هر سؤ الى كه از تو مى كنند هر یك از آن اشخاصى كه از آنها راضى هستى و در نتیجه اجابت را برایش مسلم كردى


یا اَللّهُ یااَللّهُ یا اَللّهُ
یا رَحْمنُ یا رَحْمنُ یا رَحْمنُ
یا رَحیمُ یا رَحیمُ یا رَحیمُ
یا ذَاالْجَلالِ وَالاْكْرامِ یا ذَاالْجَلالِ وَ الاِْكْرامِ یا ذَاالْجَلالِ وَالاْكْرامِ
بِهِ بِهِ بِهِ بِهِ بِهِ بِهِ بِهِ

اى خدا اى خدا اى خدا اى بخشاینده اى بخشاینده اى بخشاینده اى مهربان اى مهربان اى مهربان اى صاحب جلال و بزرگوارى اى صاحب جلال و بزرگوارى اى صاحب جلال و بزرگوارى
بدان بدان بدان بدان بدان بدان بدان

 اَسْئَلُكَ بِكُلِّ اسْمٍ سَمَّیْتَ بِهِ نَفْسَكَ اَوْ اَنْزَلْتَهُ فى شَىْءٍ مِنْ كُتُبِكَ اَوِ اسْتَاْثَرْتَ بِهِ فِى عِلْمِ الْغَیْبِ عِنْدَكَ وَ بِمَعاقِدِ الْعِزِّ مِنْ عَرْشِكَ وَ بِمُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ كِتابِكَ وَ بِما لَوْ اَنَّ ما فِى الاْرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ اَقْلامٌ وَالْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ اَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللّهِ اِنَّ اللّهَ عَزیزٌ حَكیمٌ

تو را مى خوانم به حق هر نامى كه خود را بدان نامیدى یا در یكى از كتابهاى خود آن را نازل كردى یا آن را در علم غیب براى خویشتن برگزیدى و بدان وسائلى كه عرشت را عزت بخشید و به منتهاى رحمت از كتابت و بدانچه ((اگرهر
درختى كه در زمین است قلم باشند و دریا با هفت دریاى دیگر كه آن را كمك دهند مركب بود كلمات خدا تمام نمى شد براستى خدا نیرومند و فرزانه است ))

وَ اَسْئَلُكَ بِاَسْمآئِكَ الْحُسْنَى الَّتى نَعَتَّها فىكِتابِكَ فَقُلْتَ وَلِلّهِ الاْسْمآءُ الْحُسْنى فَادْعوُهُ بِها وَ قُلْتَ اُدْعُونى اَسْتَجِبْ لَكُمْ وَ قُلْتَ وَ اِذا سَئَلَكَ عِبادى عَنّى فَانّى قَریبٌ اُجیبُ دَعْوَةَ الدّاعِ اِذا دَعانِ

و از تو مى خواهم به حق آن نامهاى نیكویت كه در قرآن توصیفشان كرده اى و فرموده اى : ((وبراى خدا است نامهاى نیكو پس او را بدان نامها بخوانید)) و باز فرمودى ((مرا بخوانید تا اجابت كنم شما را)) و نیز فرمودى ((و هرگاه بندگان من از تو درباره من بپرسند پس من نزدیكم و پاسخ دهم دعاى خواننده را هنگامى كه مرا بخواند))

وَ قُلْتَ یا عِبادِىَ الّذَینَ اَسْرَفوُا عَلى اَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ اِنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعا اِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُالرَّحیمُ

و فرمودى ((اى بندگان من كه بر نفس خویش اسراف و زیاده روى كردید از رحمت خدا نومید نشوید كه خدا همه گناهان را بیامرزد و او است آمرزنده مهربان ))

 وَاَنَا اَسْاَلُكَ یا اِلهى وَ اَدْعُوكَ یا رَبِّ وَ اَرْجُوكَ یا سَیِّدى وَ اَطْمَعُ فى اِجابَتى یا مَوْلاىَ كَما وَعَدْتَنى وَ قَدْ دَعَوْتُكَ كَما اَمَرْتَنى فَافْعَلْ بى ما اَنْتَ اَهْلُهُ یا كَریمُ وَالْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ

و من از تو مى خواهم اى معبودم و مى خوانمت پروردگارا و امیدوار توام اى آقاى من و از تو طمع اجابت دارم اى مولاى من چنانچه به من وعده داده اى و من تو را خواندم چنانچه به من دستور دادى پس انجام ده درباره من آن آنچه را تو شایسته آنى اى كریم وستایش مخصوص پروردگار جهانیان است

وَ صَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ اَجْمَعینَ

و درود خدا بر محمد و آلش همگى
 

                                                                                                                                                                                                                                                                               دعای مشلول

]]>
dayyertashbad.blogfa.com 2010-10-23T11:03:25+01:00 2010-10-23T11:03:25+01:00 tag:http://biandish.mihanblog.com/post/63 ز.ص با سلام به همه دوست های عزیز. امروز شبکه 4 برنامه اردیبهشت ،در مورد کوچک ترین مدرسه دنیا صحبت میکرد.  فکر میکنید کوچکترین مدرسه کجای این دنیا میتونه  باشه؟ نقشه ایران را باز کنید استان بوشهر را پیدا کنید جاده ساحلی. 25 کیلومتری بندر دیر.( روستای جمال آباد کالو.مدرسه کالو). من یک سئوال دارم . برای چه شهرها و روستاهایی که زیاد معروف نیستند توی نقشه هستند ولی کالو  روستای ما که اینقدر معروف است توی نقشه نیست ؟ من آرزو دارم روزی روستای کوچک ما هم توی نقشه باشد.(kaloo4.blogfa.com با سلام به همه دوست های عزیز.

امروز شبکه 4 برنامه اردیبهشت ،در مورد کوچک ترین مدرسه دنیا صحبت میکرد.

 فکر میکنید کوچکترین مدرسه کجای این دنیا میتونه  باشه؟

نقشه ایران را باز کنید استان بوشهر را پیدا کنید جاده ساحلی. 25 کیلومتری بندر دیر.( روستای جمال آباد کالو.مدرسه کالو).

من یک سئوال دارم . برای چه شهرها و روستاهایی که زیاد معروف نیستند توی نقشه هستند ولی کالو  روستای ما که اینقدر معروف است توی نقشه نیست ؟ من آرزو دارم روزی روستای کوچک ما هم توی نقشه باشد.(kaloo4.blogfa.com/)

كالو، روستایی است از توابع بخش بردخون در شهرستان دیر استان بوشهر ایران.

این روستا بصورت نمادین كوچكترین مدرسه دنیا با 4 دانش آموز را داراست.این روستا در دهستان بردخون قرار داشته و بر اساس آمار محلی سال ۱۳۸۳ جمعیت آن 39 نفر (10 خانوار) بوده‌است

http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%A7%D9%84%D9%88

این جا مهربانی بر دل ها حکمرانی می کند و زندگی با همه زیر و زبر ی اش جاری است. و ما آدم های خسته و افسرده و ناامید شهری درهجوم شور و شوق و امید این آدم های روستایی، کیش و مات می شویم. ما می شویم: ما هیچ، ما نگاه***.سایت www.jadidonline.com

 

....

 

 

محمد رضا،امیر رضا،مهدی،پریسا،حسین و حمیده

 

بوشهر ـ بندر دیر ـ روستای جمال‌آباد کالو ـ مدرسه‌ی شهید رجایی

]]>
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا 2010-10-19T15:47:27+01:00 2010-10-19T15:47:27+01:00 tag:http://biandish.mihanblog.com/post/62 ز.ص ]]> حضرت معصومه 2010-10-08T15:01:23+01:00 2010-10-08T15:01:23+01:00 tag:http://biandish.mihanblog.com/post/60 ز.ص یکی ازماجراها یی كه بیانگر شباهت حضرت معصومه(س) به حضرت زهرا(س) است : بعضی از شاگردان مرحوم آیة الله العظمی نجفی مرعشی(ره) بارها از ایشان شنیده اند، كه ایشان در درس خود می فرمود: من در نجف اشرف چشم به جهان گشودم، پدر و مادرم در آن جا سكونت داشتند، در همان جا بزرگ شدم، علّت آمدن من به قم این بود كه: پدرم مرحوم آیة اللّه سید محمود مرعشی، چهل شب در حرم حضرت علی(ع) به عبادت به سر برد، به این امید كه به طریقی محلّ قبر شریف جدّه اش حضرت زهرا(س) را بیابد، جالب این كه با این كه نام حضرت معصومه(س)، فاط یکی ازماجراها یی كه بیانگر شباهت حضرت معصومه(س) به حضرت زهرا(س) است : بعضی از شاگردان مرحوم آیة الله العظمی نجفی مرعشی(ره) بارها از ایشان شنیده اند، كه ایشان در درس خود می فرمود: من در نجف اشرف چشم به جهان گشودم، پدر و مادرم در آن جا سكونت داشتند، در همان جا بزرگ شدم، علّت آمدن من به قم این بود كه: پدرم مرحوم آیة اللّه سید محمود مرعشی، چهل شب در حرم حضرت علی(ع) به عبادت به سر برد، به این امید كه به طریقی محلّ قبر شریف جدّه اش حضرت زهرا(س) را بیابد،

جالب این كه با این كه نام حضرت معصومه(س)، فاطمه است، او را معصومه گویند، این لقب را كه بیانگر مقام عصمت و اوج طهارت او است، بنا به روایتی، حضرت رضا(ع) به خواهرش حضرت معصومه(س) داده، آن جا كه فرمود: «مَنْ زارَ الْمَعْصُومَةَ بِقُمْ كَمَنْ زارَنِی؛ كسی كه معصومه را در قم زیارت كند، مانند آن است كه مرا زیارت كرده است.»

برای حصول به این مقصود، ختم مجرّبی را (یعنی یكی از دعاهایی را كه استجابت آن به تجربه رسیده، به طور مكرّر با حضور قلب و خلوص) چهل شب خواند، شب چهلم اندكی خوابید، در عالم خواب، امام صادق(ع) یا امام باقر(ع) را دید كه به او فرمود: «خداوند به خاطر مصالحی قبر حضرت زهرا(س) را برای همه مخفی نموده است، اگر می خواهی به موهبت زیارت مرقد حضرت زهرا(س) برسی، مرقد حضرت معصومه(س) را كه بانوی بزرگوار اهل بیت(ع) است زیارت كن، و به دامن او چنگ توسّل بزن» آیة الله العظمی مرعشی نجفی(ره) افزود: از این رو من طبق سفارش پدر، به قصد زیارت مرقد مطهّر حضرت معصومه(س) از نجف به قم آمدم، و در قم به اصرار مؤسّس حوزه علمیّه قم، حضرت آیة الله حائری (ره) ماندگار شدم، شصت سال است كه هر روز من، نخستین زائر حضرت معصومه(ص) هستم.»

بنابراین مرقد حضرت معصومه(س) تجلّیگاه مرقد منوّر حضرت زهرا(س) است، و با زیارت آن، گویا مرقد حضرت زهرا(س) زیارت شده، و همان مقصود به دست آمده است.

]]>
میرزای تبریزی 2010-10-07T17:45:37+01:00 2010-10-07T17:45:37+01:00 tag:http://biandish.mihanblog.com/post/59 ز.ص میرزاى تبریزى (قدس سره) در هر حركتى، فقط خدا را مدّ نظر داشتند و بارها می فرمودند: من قلم را كه به دست میگیرم براى خدا می نویسم و امر را به خود خداى متعال وا میگذارم. من هیچ گاه قلم بر كاغذ نگذاشتم، مگر رضایت خدا مدّ نظرم بود و از آن نمونه میتوان به موضع گیرى ایشان در جواب بعضى استفتائات اشاره كرد كه هرچند ممكن بود ضرر دنیوى برایشان داشته باشد لیكن صریح جواب می دادند؛ براى خدا قلم را بر روى كاغذ به حركت در می آوردند و آن چه را كه رضایت ایزد منان و اهل بیت(علیهم السلام) بود، مكتوب می كردند. در ش میرزاى تبریزى (قدس سره) در هر حركتى، فقط خدا را مدّ نظر داشتند و بارها می فرمودند: من قلم را كه به دست میگیرم براى خدا می نویسم و امر را به خود خداى متعال وا میگذارم. من هیچ گاه قلم بر كاغذ نگذاشتم، مگر رضایت خدا مدّ نظرم بود و از آن نمونه میتوان به موضع گیرى ایشان در جواب بعضى استفتائات اشاره كرد كه هرچند ممكن بود ضرر دنیوى برایشان داشته باشد لیكن صریح جواب می دادند؛ براى خدا قلم را بر روى كاغذ به حركت در می آوردند و آن چه را كه رضایت ایزد منان و اهل بیت(علیهم السلام) بود، مكتوب می كردند.

در شوراى استفتاء می فرمودند: من وظیفه دارم كه آنچه به واسطه كسب علم بدان رسیده ام، بیان كنم و ان شاء الله خود خدا و اهل بیت(علیهم السلام)عنایت خواهند كرد و من فقط طالب رضایت خداوند متعال و اهل بیت(علیهم السلام) هستم. ایشان وقتى بر كرسى درس یا در منزل مشغول مطالعه بودند و یا در شوراى استفتاء به سر می بردند و یا در حال حلّ مشكل مردم بودند، اصلاً به این كه چه خواهد شد، توجهى نداشتند و فقط می فرمود: باید گام را براى خدا برداشت و كارى كرد كه قلب امام زمان(علیه السلام)شاد باشد. ایشان به معناى واقعى تارك دنیا بودند و تا توان داشتند خالصانه كار میكردند و مصداق بارز اخلاص به درگاه خداوند بودند.

 

تهجّد و عبادت در نیمه شب

میرزاى تبریزى(قدس سره) در طول اقامت در قم، قبل از اذان صبح از منزل به قصد انجام نافله شب به سمت حرم مطهر حضرت معصومه(علیها السلام) حركت میكردند، و در كنار مرقد مطهر حضرت به عبادت و شب زنده دارى میپرداختند. ایشان با معنویت كامل مقابل ضریح حضرت(علیها السلام) می نشستند وبعد از خواندن زیارت، شروع به خواندن نماز شب می كردند. اشخاصى كه در دل شب در اطراف حرم تردد داشتند، بارها مشاهده كردند كه مرحوم میرزا(قدس سره) به تنهایى به حرم مطهر مشرف می شوند و مانند یك شخص عادى با تواضع و فروتنى كامل گاهى در حالى كه عباى خود را به سر كشیده تا شناخته نشود وارد حرم میشدند و در ایوان طلاى صحن كوچك، در مقابل ضریح به عبادت و شب زنده دارى مشغول میشدند. مرحوم میرزا(قدس سره) همیشه دوست داشتند كه طلاب در دل شب بیدار شوند و از آن فضاى معنوى استفاده كنند. ایشان میفرمودند: طلبه باید همّت داشته باشد و خواب را رها كرده و در نیمه شب خود را به معبود وصل كند كه مزدها در نیمه شب تقسیم میشود. نیمه شب ها وقتى مشاهده میكردند كه یك طلبه جوان سحرخیز است و مشغول عبادت میباشد بسیار خوشحال میشدند و می گفتند: ما در ابتداى طلبگى بسیار سعى میكردیم كه مزد نیمه شب را از دست ندهیم.

 

یاد خدا و ذکر دائمی

میرزاى تبریزى(قدس سره) از هر لحظه براى ذكر و ارتباط با پروردگار استفاده می كردند و دائم الذكر بودند. مجالس ایشان خالى از صحبت در مورد دیگران بود ایشان ابتدا كه سوار ماشین میشدند، قرآن تلاوت می كردند و بعد از فراغت از قرآن، مشغول ذكر میشدند، و هیچ گاه وقت خود را به صحبت در موارد دنیا نمى گذراندند؛ حتى در ترددى كه بین شهر داشتند، از وقت خود جهت ارتباط معنوى و كسب اجر و ثواب بهره میبردند و دیده نشد مرحوم میرزا(قدس سره) در وقتى كه تردّد میكند بى ذكر باشد. گاهى هم به اطرافیان تذكر میدادند كه خدا را یاد كرده و توسل كنید. اگر از ذكر فارغ می شدند، قضایایى را ذكر میكردند كه باعث تنبّه انسان میشد. در كنار مرحوم میرزا(ره) بودن خود یك درس بود. همه حركات و سكنات مرحوم میرزا ایشان ارائه طریق بود، كسى كه میخواست خود را بیابد و معنویت را لمس كند كافى بود لحظاتى در كنار آن فقیه راحل(قدس سره) باشد و همین امر موجب شده بود طلاّب جوان شیفته آن مرجع شوند و آرزو میكردند و لو یك لحظه، در كنار آن استاد واقعى، سجایاى اخلاقى و كرامات انسانى بنشینند و از معنویات او استفاده كرده و نظاره گر صورت نورانى اش باشند.

خداوند متعال در توصیف علماء راستین فرموده است: إِنَّمَا یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ غَفُورٌ عالم به معناى واقعى كسى است كه در مسیر تهذیب و تزكیه نفس، به مقاتله با اعوان شیطان پردازد.

آیت الله میرزا جواد تبریزی

عبادت

آیت الله العظمى تبریزى(ره) با وجود كثرت اشتغال علمى، وقت خاصى را براى عبادت و راز و نیاز با خدا اختصاص داده بودند. حركت نیمه شب ایشان علاوه بر رسیدگى به وضع محرومین، یك كار عبادى بود و همان وقت به حرم مطهر مشرف میشدند و نماز شب میخواندند و دعا میكردند ؛ و بعد از آن جا به مسجد امام حسن عسكرى(علیه السلام) میرفتند و نماز صبح را اقامه مینمودند؛ سپس نانى تهیه میكردند و براى صرف صبحانه به منزل بر می گشتند. ایشان وقتى جایى میرفتند بدون زمزمه و مناجات نمى رفتند. یا قرآن و دعا می خواندند یا با امام زمان علیه السلام نجوا میكردند.

فرزند فقید سعید می گوید:

طلبه اى با من تماس گرفت و گفت: صبح كه آیت الله العظمى تبریزى(قدس سره) قدم می زدند من چند بار به ایشان نزدیك شدم تا ببینم چه می گویند. دیدم با امام زمان(علیه السلام) نجوا میكنند؛ همیشه می گفتند: «همان طور كه علامه امینى كنار مرقد امیرمؤمنان(علیه السلام) مى نشست و با امام زمان(علیه السلام) صحبت میكرد و خود را در آن ساحت مقدس، عبد فرض میكرد، من هم همین طورم».

از دیگر خصوصیات آن فقید سعید تلاوت قرآن تا آخر عمر بود. همیشه با دعا و مناجات و توسل به اهل بیت(علیهم السلام) مأنوس بودند.

اوقات خاصى بالاى پشت بام میرفتند و زیارت عاشورا میخواندند. درس، بحث و مرجعیت هیچ گاه ایشان را از عبادت، توسل و راز و نیاز دور نكرد.

 

سحرخیزى

برادر مرحوم میرزا، آقاى حاج كریم رهبر سعادتى می گوید:

میرزاى تبریزى (قدس سره) از همان دوران جوانى از تدیّن و التزام خاصى برخوردار بود. جوان پانزده ساله اى كه معمولاً خواب نیمه شب براى او عزیز است و سخت است كسى در آن سن جوانى بتواند خواب خوش نیمه شب را ترك كند؛ اما مرحوم میرزا(ره) در آخر شب از رختخواب خود بر می خاستند و با آنكه ایشان دانش آموزى بیش نبود ضمن اداى فریضه صبح، بقیه خانواده را بیدار میكرد كه بعدها در دوران طلبگى نماز شب هم به آن اضافه شد و آن چنان در پیشگاه ایزد منان، شكسته و با تواضع مناجات میكرد كه انسان با نظر به این صحنه تحت تأثیر قرار میگرفت. مرحوم میرزا(قدس سره) از همان سن جوانى با جوانان هم سن خود كاملاً متفاوت بود و براى همه محسوس بود كه این جوان آینده درخشانى دارد؛ زیرا ارتباط قوى معنوى داشت و هیچ چیز نمى توانست او را از معنویت دور كند. ایشان به معنویات بسیار مقید بود و در هر حال از هر فرصت ممكن براى عباداتى چون تهجّد و نماز شب استفاده میكرد. در ایام ماه مبارك رمضان مشاهده نشد كه مرحوم میرزا(قدس سره) قبل از اداى نماز مغرب افطار كند. ابتدا با خضوع و خشوع كامل وضو ساخته و نماز خود را به جا میآورد و ضمن زمزمه دعاى افطار و خواندن سوره «انا انزلنا» افطار خود را با خرما شروع می كرد و همین حركت ها و خلوص بود كه علاقه پدر به فرزند را افزون میكرد به طورى كه بارها پدر مرحوم میرزا(ره) مى گفت: «میرزا جواد چیز دیگرى است!» و این جوان آن گونه رفتار میكرد كه گویى معلم خانواده شده بود. خصوصیات والاى اخلاقى، كمال سرشار و معرفت خاص، از او فرزندى محبوب ساخته بود.

 

باید به اموات سر زد تا انسان به گناه فكر نكند

از اعمالى كه مرحوم میرزا(قدس سره) بر آن مراقبت می كرد و هر هفته به انجام آن مقید بود، زیارت قبور بود، ایشان می فرمود: اموات به حسنات احتیاج دارند و سر زدن به قبرستان و یاران اموات كه دستشان از دنیا كوتاه است، علاوه بر تأثیر بر خود شخص، شاد كردن روح آن خفتگان را در پى دارد و یاد كردن آنها و خواندن قرآن یا فاتحه روحشان را شاد میكند و تأثیر بسیار قوى اى بر خود شخص زائر دارد.

ایشان(قدس سره) همیشه مقید رفتن به قبرستان (جهت زیارت اهل قبور) بودند؛ چه آن زمان كه در نجف بودند، هر روز به وادى السلام نجف تشریف میبردند و چه آن زمان كه در قم بودند به قبرستان شیخان، قبرستان على بن جعفر(علیه السلام)، قبرستان نو، ابوحسین و وادى السلام جهت قرائت فاتحه و زیارت اهل قبور تشریف میبردند و می گفتند: به زیارت اموات بروید كه درس و عبرتى است و انسان را از گناه دور میكند. ما نیاز داریم تا با رفتن به زیارت اهل قبور درس و عبرتى بگیریم و بتوانیم حب دنیا را از دل خود خارج كنیم و متوجه شویم كه عاقبت امر ما همین یك متر و نیم جا است كه باید پاسخگوى همه اعمال خود باشیم.

]]>
شب اول قبر 2010-10-07T17:43:58+01:00 2010-10-07T17:43:58+01:00 tag:http://biandish.mihanblog.com/post/58 ز.ص قَالَ النَّبِیُّ ص النَّاسُ نِیَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا: مردم در خوابند هنگامی که مردند بیدار می شوند (بحار الأنوار ،ج‏50 ،134. مجموعه ورام ،ج 1 ،ص 145) . عالم قبر آخرین منزل دنیا و اولین منزل آخرت است که هرگز از آن به سمت دنیا بازگشتی نیست. با آغاز مرگ و ورود به قبر ،کار دینداری و تکالیف الهی به پایان می رسد، شک و تردید برطرف می شود و ایمان به حقایق آخرت کامل می شود اما این ایمان دیگر هیچ سودی نخواهد داشت. ایمان زمانی ارزشمند است که ایمان به غیب باشد وقتی همه چیز آشکار شد و انسان بدون قَالَ النَّبِیُّ ص النَّاسُ نِیَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا: مردم در خوابند هنگامی که مردند بیدار می شوند (بحار الأنوار ،ج‏50 ،134. مجموعه ورام ،ج 1 ،ص 145) .

عالم قبر آخرین منزل دنیا و اولین منزل آخرت است که هرگز از آن به سمت دنیا بازگشتی نیست. با آغاز مرگ و ورود به قبر ،کار دینداری و تکالیف الهی به پایان می رسد، شک و تردید برطرف می شود و ایمان به حقایق آخرت کامل می شود اما این ایمان دیگر هیچ سودی نخواهد داشت. ایمان زمانی ارزشمند است که ایمان به غیب باشد وقتی همه چیز آشکار شد و انسان بدون اختیار، تسلیم قدرت الهی شد، ایمان دیگر ارزشی ندارد. دیگر چیزی به اعمال صالح اضافه نمی شود؛  مگر آنکه خود، باقیات صالحات بجا گذاشته باشد یا اینکه بازماندگان چیزی برایش  بفرستند. گناهی نیز از گناهانش کم نمی شود؛ مگر آنکه اثر اعمال صالح خودش در دنیا هنوز باقی باشد و بتواند کفاره گناهی را تحمل کند یا آنکه کسی برایش استغفار و طلب بخشش نماید. بنابراین عالم قبر همواره با عذاب حسرت عجین است. حسرت باور نکردن و ایمان نیاوردن. حسرت فرصت های از دست رفته . حسرت اعمال به ریا آلوده شده و ... .  

 

شب اول قبر

اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِكَ مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ وَ مِنْ ضِیقِ الْقَبْرِ وَ مِنْ ضَغْطَةِ الْقَبْر.  (مكارم الأخلاق،قسمتی از دعای هر صبح وشام از امام صاددق 279) خداوندا از عذاب قبر و تنگى و فشار قبر بتو پناه میبرم .

به محض ورود میت به قبر ، شب اول قبر آغاز می شود .که ممکن است تحمل همان سختی های اولیه ، جهت آشنایی با جهان آخرت ، پذیرفتن حقایق هولناکی چون حساب و کتاب ،نکیر و منکر ،برزخ و قیامت و... باشد.لذا سخت ترین شبی است که میت تجربه می کند و گریزی از آن نیست اما چون به شدت متاثر از اعمال و نیات افراد است ،می توان کیفیت آن را به دست خود تغییر داد و از وحشت و فشار آن کاست و بزرگانی چون ائمه معصومین را به فریادرسی طلبید. لذا هر چند شب اول قبر حتی برای مومن هم سخت است اما با وجود فرشته های الهی و اعمال نیک خود مومن و حضرات معصومین ، می تواند برای مومن بسیار آسانتر و بلکه غیر قابل مقایسه با شب اول قبر کافر و فاسق باشد.

 

نکیر و منکر

سوالات نکیر و منکر از مهمترین حوادث شب اول قبرند. بنابر روایاتی که در حد تواترند ، این دو فرشته( که هیبت زیادی داشته و موجب رعب میت می شوند) ماموران خداوند برای بررسی اعتقادات شخص تازه ‌در گذشته هستند. در برخی روایات از این دو فرشته به «دو نگهبان قبر» تعبیر شده است. نکیر و منکر در شب اول قبر وارد می شوند. یکی در جانب راست و دیگری در جانب چپ متوفی قرار می گیرد و شروع به پرسیدن سوالاتی از او می کنند.

این سوالات راجع به اعتقادات مهم، همچون خدایت کیست. پیامبر و امامت کیست. و جوانیت را در  چه راهی صرف کردی می باشد. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: «إِنَّ الْعَبْدَ  إِذَا دَخَلَ حُفْرَتَهُ یَأْتِیهِ مَلَكَانِ:اَحَدُهُمَا مُنْكَرٌ وَ الْآخَرُ نَكِیرٌ، فَأَوَّلُ مَا یَسْأَلَانِهِ عَنْ رَبِّهِ وَ عَنْ نَبِیِّهِ وَ عَنْ وَلِیِّهِ، فَإِنْ أَجَابَ نَجَا، وَ إِنْ تَحَیَّرَ عَذَّبَاه»،(كشف المحجة لثمرة المهجة، ص: 273) رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلّم فرموده است: همانا بنده هنگامى كه داخل قبر خود شود دو ملك نزد او حاضر شوند (یكى منكر و دیگرى نكیر است) و اول چیزى كه از وى سؤال كنند (از پروردگار، و پیغمبر، و امام او سؤال نمایند) پس اگر جواب دهد نجات یافته است، و اگر متحیر بماند و جواب نگوید عذابش نمایند.

پیغمبر- صلّى اللّه علیه و آله و سلّم- سؤال كردند، فرمود: نماز از واجبات دین است ...شفیع نزد ملك الموت، و مونس قبر و فرش زیر پهلو است. جواب نكیر و منكر است

از امام صادق(علیه السلام) نقل است که:  چون در قبر خود داخل شود دو فرشته قبر (نكیر و منكر) نزد او آیند در حالى كه موهاى خود را به زمین می كشند و با پاهاى خود زمین را می شكافند، صداى ایشان مانند صداى سخت رعد و چشمهایشان مانند برق خیره‏كننده چشم است و به او می گویند: كیست پروردگار تو و چیست دین تو و كیست پیغمبر تو؟ می گوید: خدا پروردگار من و اسلام دین من و محمد (ص) پیغمبر من است، پس به او می گویند خداوند تو را در آنچه كه دوست می دارى و به آن راضى و خشنودى ،ثابت و استوار گرداند. (طرائف الحكم یا اندرزهاى ممتازترجمه‏ج‏2،152 )

فرشته

نیز در خبرست آن شب كه مرده را در گور نهاده باشند منكر و نكیر علیهما السّلام مى‏آیند بر روى سیاه و چشمهاى أزرق ، و به دندان پیشین زمین می درند، و همچون رعد می غرّند، و از هر دو چشمانشان آتش می جهد، اگر مرده مؤمن و طاعتكار بود عقل و هوشش بجاى بماند و به جواب و حجّت ، ایشان را دفع كند و قبر وى باغی گردد از باغ‏هاى بهشت، و اگر کافر و فاسق باشد در ماند و  قبرش گودالى گردد از گودالهای‏هاى دوزخ. (شهاب الأخبار با ترجمه،متن،80 ،الباب الاول)‏

تعابیری همچون « شرّ نکیر و منکر » یا « هول نکیر و منکر » که در روایات آمده است، به دلیل ترس و اضطرابی است که با دیدن این دو فرشته، به سراغ میت می‌آید؛ از این رو خواندن سوره ملک، برای خلاصی از ترس و وحشت پس از مرگ سفارش شده است؛ در برخی دعاها نیز خلاصی از این مرحله دشوار طلب شده است.

همچنین به نزدیکان میت سفارش شده است که پس از خاکسپاری، میت را تنها نگذارند و با تلقین به او، در پاسخ دادن به سئوالات نکیر و منکر یاری‌اش کنند). اصول کافی،‌ باب المسأله فی القبر  2/ 634 و 3/201 )

البته در برخی روایات نقل است که سوال قبر مخصوص همه نیست بلکه فقط از کسانی که دارای ایمان محض یا کفر محض هستندسوال می شود  و حساب و کتاب بقیه موکول به روز قیامت است .

لَا یُسْأَلُ فِی الْقَبْرِ إِلَّا مَنْ مَحَضَ الْإِیمَانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ الْكُفْرَ مَحْضاً وَ الْآخَرُونَ یُلْهَوْنَ عَنْهُم( الكافی، ج‏3، 235)

در قبر سوال نمی شود مگر از کسانی که ایمان خالص یا کفر خالص دارند و از افراد دیگر صرف نظر می شود.

این روایت به صورتهای دیگر نیز از ائمه معصومین نقل شده است. ابوبکر حضرمی می گوید از امام صادق(علیه السلام) پرسیدم: من المسئولون فی قبورهم: از چه کسانی در قبرهایشان سوال می شود فرمود: از کسانی که ایمان خالص یا کفر خالص دارند. (فروع کافی ،ج2،ص 237)

به دلیل تناقضی که این روایات با دسته ای دیگر از روایات مربوط به عمومیت سوال نکیر و منکر دارند، بعضی از علما معتقدند که سوالهای خاص(بررسی دقیق اعمال) مربوط به مومن محض و کافر محض است و از دیگران فقط راجع به کلیات سوال می شود و از جزئیات در قبر پرسیده نمی شوند.(عالم برزخ در چند قدمی ما: محمد محمدی اشتهاردی، ص109)

شاید به دلیل همین حساب و کتاب است که برخی روز قیامت بی حساب و معطلی وارد بهشت یا جهنم می شوند اما بقیه باید اعمالشان به دقت مورد محاسبه قرار گیرد.

برای نجات از عذاب نکیر و منکر و آسان شدن پاسخ گویی برخی از اعمال معرفی شده اند اعمالی که بیشتر مورد تاکید قرار گرفته اند عبارتند از :

 

نماز 

(2) ضمرة بن حبیب گوید راجع به نماز از پیغمبر- صلّى اللّه علیه و آله و سلّم- سؤال كردند، فرمود: نماز از واجبات دین است ...شفیع نزد ملك الموت، و مونس قبر و فرش زیر پهلو است. جواب نكیر و منكر است.(نصحایح ،369، نماز بیست و نه خاصیت دارد ... )

 

نماز شب

و امام صادق علیه السّلام از پدرانش از پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلم نقل كردند كه: نماز شب باعث خشنودى خدا و دوستى فرشتگان مى‏گردد و... جواب منكر و نكیر و مونس و زائر او در قبر مى‏گردد.

 

روزه ماه شعبان

هر كس نُه روز از ماه شعبان را روزه بگیرد منكر و نكیر به هنگام سؤال، با وى مهربان و با عطوفت خواهند بود.( ثواب الاعمال وعقاب الاعمال ،شیخ صدوق ،ص82)

 

دوستی وپیروی از حضرت علی علیه السلام

هر كس على را دوست بدارد خداوند ... ترس منكر و نكیر را از او دور مى‏گرداند و قبرش را روشن مى‏سازد و چهره‏اش را نورانى مى‏نماید. (الإیمان و الكفر بحار الانوار،ج‏1،254)   

]]>
خیریه 2010-10-03T17:05:26+01:00 2010-10-03T17:05:26+01:00 tag:http://biandish.mihanblog.com/post/57 ز.ص مسئولین یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی می‌کند و تا کنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است. پس یکی از افرادشان را نزد او فرستادند. مسئول خیریه: آقای وکیل ما در مورد شما تحقیق کردیم و متوجه شدیم که الحمدالله از درآمد بسیار خوبی برخوردارید ولی تا کنون هیچ کمکی به خیریه نکرده‌اید. نمی‌خواهید در این امر خیر شرکت کنید؟ وکیل: آیا شما در تحقیقاتی که در مورد من کردید متوجه شدید که مادرم بعد از یک بیماری طولانی سه ساله، هفته پیش درگذشت و در طول آن سه سال، حقوق بازنشستگی‌ا مسئولین یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی می‌کند و تا کنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است.

پس یکی از افرادشان را نزد او فرستادند.

مسئول خیریه: آقای وکیل ما در مورد شما تحقیق کردیم و متوجه شدیم که الحمدالله از درآمد بسیار خوبی برخوردارید ولی تا کنون هیچ کمکی به خیریه نکرده‌اید. نمی‌خواهید در این امر خیر شرکت کنید؟

وکیل: آیا شما در تحقیقاتی که در مورد من کردید متوجه شدید که مادرم بعد از یک بیماری طولانی سه ساله، هفته پیش درگذشت و در طول آن سه سال، حقوق بازنشستگی‌اش کفاف مخارج سنگین درمانش را نمی‌کرد؟

مسئول خیریه: (با کمی شرمندگی) نه، نمی‌دانستم. خیلی تسلیت می‌گویم.

وکیل: آیا در تحقیقاتی که در مورد من کردید فهمیدید که برادرم در جنگ هر دو پایش را از دست داده و دیگر نمی‌تواند کار کند و زن و ۵ بچه دارد و سالهاست که خانه نشین است و نمی‌تواند از پس مخارج زندگیش برآید؟

مسئول خیریه: (با شرمندگی بیشتر) نه . نمی‌دانستم. چه گرفتاری بزرگی…

وکیل: آیا در تحقیقاتتان متوجه شدید که خواهرم سالهاست که در یک بیمارستان روانی است و چون بیمه نیست در تنگنای شدیدی برای تأمین هزینه‌های درمانش قرار دارد؟

مسئول خیریه که کاملاً شرمنده شده بود گفت: ببخشید. نمی‌دانستم این همه گرفتاری دارید…
وکیل: خوب. حالا وقتی من به این ها یک ریال کمک نکرده‌ام، شما چه طور انتظار دارید به خیریه شما کمک کنم؟

 

 

]]>
علامه جعفری 2010-09-20T13:47:11+01:00 2010-09-20T13:47:11+01:00 tag:http://biandish.mihanblog.com/post/56 ز.ص از علامه جعفری می پرسند چی شد كه به این كمالات رسیدی ؟! ایشان در جواب خاطره ای از دوران طلبگی تعریف میكنن و اظهار میكنند كه هر چه دارند از كراماتی ست كه بدنبال این امتحان الهی نصیبشان شده : «ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم . خیلی مقید بودیم که ، در جشن ها و ایام سرور ، مجالس جشن بگیریم ، و ایام سوگواری را هم ، سوگواری می گرفتیم ، یک شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) اول شب نماز مغرب و عشا می خواندیم و یک شربتی می خوردیم آنگاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور ترتیب می دادیم . یک آ از علامه جعفری می پرسند چی شد كه به این كمالات رسیدی ؟!

ایشان در جواب خاطره ای از دوران طلبگی تعریف میكنن و اظهار میكنند كه هر چه دارند از كراماتی ست كه بدنبال این امتحان الهی نصیبشان شده :

«ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم . خیلی مقید بودیم که ، در جشن ها و ایام سرور ، مجالس جشن بگیریم ، و ایام سوگواری را هم ، سوگواری می گرفتیم ، یک شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) اول شب نماز مغرب و عشا می خواندیم و یک شربتی می خوردیم آنگاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور ترتیب می دادیم . یک آقایی بود به نام آقا شیخ حیدر علی اصفهانی ، که نجف آبادی بود ، معدن ذوق بود . او که ، می آمد من به الکفایه ، قطعا به وجود می آمد جلسه دست او قرار می گرفت .

آن ایام مصادف شده بود با ایام قلب الاسد (10 الی 21 مرداد ) که ما خرما پزان می گوییم نجف با 25 و یا 35 درجه خیلی گرم می شد . آنسال در اطراف نجف باتلاقی درست شده بود و پشه های بوجود آمده بود که ، عربهای بومی را اذیت می کرد ما ایرانیها هم که ، اصلا خواب و استراحت نداشتیم . آنسال آنقدر گرما زیاد بود که ، اصلا قابل تحمل نبود نکته سوم اینکه حجره من رو به شرق بود . تقریبا هم مخروبه بود . من فروردین را در آنجا بطور طبیعی مطالعه می کردم و می خوابیدم . اردیبهشت هم مقداری قابل تحمل بود ولی دیگر از خرداد امکان استفاده از حجره نبود . گرما واقعا کشنده بود ، وقتی می خواستم بروم از حجره کتاب بردارم مثل این بود که وردست نان را از داخل تنور بر می دارم ، در اقل وقت و سریع !

با این تعاریف این جشن افتاده بود به این موقع ، در بغداد و بصره و نجف ، گرما ، تلفات هم گرفته بود ، ما بعد از شب نشستیم ، شربت هم درست شد ، آقا شیخ حیدر علی اصفهانی که ، کتابی هم نوشته بنام « شناسنامه خر » آمد. مدیر مدرسه مان ، مرحوم آقا سید اسماعیل اصفهانی هم آنجا بود ، به آقا شیخ علی گفت : آقا شب نمی گذره ، حرفی داری بگو ، ایشان یک تکه کاغذ روزنامه در آورد . عکس یک دختر بود که ، زیرش نوشته بود « اجمل بنات عصرها » « زیباترین دختر روزگار » گفت : آقایان من درباره این عکس از شما سوالی می کنم . اگر شما را مخیر کنند بین اینکه با این دختر بطور مشروع و قانونی ازدواج کنید – از همان اولین لحظه ملاقات عقد جاری شود و حتی یک لحظه هم خلاف شرع نباشد – و هزار سال هم زندگی کنید . با کمال خوشرویی و بدون غصه ، یا اینکه جمال علی (ع) را مستحبا زیارت و ملاقات کنید . کدام را انتخاب می کنید . سوال خیلی حساب شده بود . طرف دختر حلال بود و زیارت علی (ع) هم مستحبی .

گفت آقایان واقعیت را بگویید . جا نماز آب نکشید ، عجله نکنید ، درست جواب دهید. اول کاغذ را مدیر مدرسه گرفت و نگاه کرد و خطاب به پسرش که در کنارش نشسته بود با لهجه اصفهانی گفت : سید محمد! ما یک چیزی بگوئیم نری به مادرت بگوئی ها؟

 

معلوم شد نظر آقا چیست؟ شاگرد اول ما نمره اش را گرفت! همه زدند زیر خنده. کاغذ را به دومی دادند. نگاهی به عکس کرد و گفت: آقا شیخ علی، اختیار داری، وقتی آقا (مدیر مدرسه) اینطور فرمودند مگر ما قدرت داریم که خلافش را بگوئیم. آقا فرمودند دیگه! خوب در هر تکه خنده راه می افتاد. نفر سوم گفت : آقا شیخ حیدر این روایت از امام علی (ع) معروف است که فرموده اند « یا حارث حمدانی من یمت یرنی » (ای حارث حمدانی هر کی بمیرد مرا ملاقات می کند) پس ما انشاالله در موقعش جمال علی (ع) را ملاقات می کنیم! باز هم همه زدند زیر خنده، خوب ذوق بودند. واقعا سوال مشکلی بود. یکی از آقایان گفت : آقا شیخ حیدر گفتی زیارت آقا مستحبی است؟ گفتی آن هم شرعی صد در صد؟ آقا شیخ حیدر گفت : بلی گفت : والله چه عرض کنم (باز هم خنده حضار )

 

نفر پنجم من بودم. این کاغذ را دادند دست من. دیدم که نمی توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم : من یک لحظه دیدار علی (ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی دهم. یک وقت دیدم یک حالت خیلی عجیبی دست داد. تا آن وقت همچو حالتی ندیده بودم. شبیه به خواب و بیهوشی بلند شدم. اول شب قلب الاسد وارد حجره ام شدم، حالت غیر عادی، حجره رو به مشرق دیگر نفهمیدم، یکبار به حالتی دست یافتم. یک دفعه دیدم یک اتاق بزرگی است یک آقایی نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قیافه ای که شیعه و سنی درباره امام علی (ع) نوشته در این مرد موجود است. یک جوانی پیش من در سمت راستم نشسته بود. پرسیدم این آقا کیست؟ گفت : این آقا خود علی (ع) است، من سیر او را نگاه کردم. آمدم بیرون، رفتم همان جلسه، کاغذ رسیده دست نفر نهم یا دهم، رنگم پریده بود. نمی دانم شاید مرحوم شمس آبادی بود خطاب به من گفت : آقا شیخ محمد تقی شما کجا رفتید و آمدید؟ نمی خواستم ماجرا را بگویم، اگر بگم عیششون بهم می خوره، اصرار کردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند. خدا رحمت کند آقا سید اسماعیل ( مدیر ) را خطاب به آقا شیخ حیدر گفت : آقا دیگر از این شوخی ها نکن، ما را بد آزمایش کردی. این از خاطرات بزرگ زندگی من است».

]]>
تنهایی؟احساس گناه می کنی؟ 2010-09-03T06:47:02+01:00 2010-09-03T06:47:02+01:00 tag:http://biandish.mihanblog.com/post/55 ز.ص گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم … گفتی: فانی قریب     من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶)   گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم… كاش می‌شد بهت نزدیك شم … گفتی: واذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال     هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵)    گفتم: این هم توفیق می‌خواهد! گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم     دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲)   گفتم: معل گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم …

گفتی: فانی قریب

    من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶)

 

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم… كاش می‌شد بهت نزدیك شم …

گفتی: واذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال

    هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) 

 

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!

گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم

    دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲)

 

گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی …

گفتی: واستغفروا ربكم ثم توبوا الیه

    پس از خدا بخواهید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰)

 

گفتم: با این همه گناه… آخه چیكار می‌تونم بكنم؟     

گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده

    مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴)

 

گفتم: دیگه روی توبه ندارم ...

گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب

    (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳ )

 

گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟ 

گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا

    خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳)

 

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟

گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله

     به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵)

 

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم! …  توبه می‌كنم

گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین

     خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲)

 

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك     

گفتی: الیس الله بكاف عبده

    خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶)

 

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟

گفتی: یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما

 ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳)

]]>